ّ
لوکس بلاگ
موضوعات آخرین نظرات بچه ها آخرین نطرات![]() پاسخ:سلام عزیزم عاشقان ماه، ملکه هفت روزه، ملکه کی ، نقاشی مهتاب روی ابرها. ملکه اهنین - 1400/6/2 ![]() پاسخ:ممنون از شما - 1400/6/2 ![]() حتما ی خبر از خودت بهم بده عزیزم پاسخ:سلام عزیزم قربون خانمی خوبم زیاد دیگه به وبلاگ سر نمی زنم مثل خونۀ ارواج شده فدات خانمی هستم سرم شلوغه کتابامه - 1400/5/17 ![]() به نظر منم این سریال دوست داشتنی خیلی خوبه من همه ی قسمت هاش رو در شبکه ی ۵ نگاه میکنم حتی شده تا نصفه شب بیدار میمونم تا ببینم و هر شب لحظه شماری میکنم ساعت ۱۱ بشه (یعنی در این حد فیلمش رو دوست دارم) ممنون ازکارگردان و بازیگران و تهیه کننده ی این فیلم. بهراد ایمانی ۱۲ ساله از تهران پاسخ:سلام اقا بهراد خوشحالم دوستش داری و ممنون از نظرت - 1400/5/4 ![]() من به تازگی دوباره زایمان کردم این یکی هم پسره مشغول اینم خخخخخ پاسخ:سلام نرگس جان ای جانم مبارک باشه به سلامتی. من که کلا از فاز سریال فعلا بیرون اومدم . یه مدت رفتم سراغ کتاب و یه مدت سراغ سریال باقی ملل. خوشحال شدم عزیزم. قدمش با روزی و با برکت - 1400/3/25 ![]() پاسخ: دقیقا همینه. داستان پررنگی که نداشت همین دو تا پسر بچه داستان رو کشوندن تا پایان. من که تا بهم رسیدن ذوقم پرید. اما بازم به عشق شخصیت اصلی ادامه دادم. ممنون از نظرت - 1400/3/10 ![]() سریال موشو دیدی؟رکورد لایک رو در پرومویز شکونده من که بشدت خوشم اومد عالی بودو کلا پشم ریزان حتما ببینش اگه ندیدی منظر نقدت هستم پاسخ:سلام نرگس گلی کجایی دختر دلم برات تنگ شده بود. نه ندیدم خیلی وقته اصلا سراغ سریال نیومدم. اخرین سریالی که دیدم بریجرتون ها بود که دوست داشتم حالا دارم کتاب می خونم. باشه دیدم حتما ممنون از محبتت . - 1400/3/8 ![]() تمام و کمال موافقم...در کل برای اوقات فراقت خوبه ولی با توجه ب نمرش انتظار بیشتری داشتم پاسخ:وای اقا سید شمایید؟ چقدر خوشحال شدم از نظرتون. کجایید ؟ چه می کنید؟ خیلی وقته خبری ازتون نداشتیم. خوشحالم هنوز تو این حیطه هستید. من که خیلی وقته از کره اومدم بیرون رفتم سراغ کشورهای دیگه. تو این مدت کلی اتفاق افتاد و همه چی تغیر کرد. وای یه لحظه پیغامتون رو دیدم یاد گذشته ها افتادم. بله سریال خوبی بود. من با پایانش مشکل داشتم و مقدمه چینی زیادش. ممنون از نظرتون - 1400/2/25 ![]() پاسخ: من خودم ندیدم اما از من میشنوی اگه مطرح نیست و کمتر کسی سریال رو دیده ریسک نکن. اگر هم میخوای ببینی دو سه قسمت اول باید اگه راضی بودی بقیه اش رو بگیر من اولین سریالی که از بوگوم یادمه یه سریال جنگی بود که به عنوان برادر شخصیت اصلی بازی کرده بود فکر کنم ماسک بود - 1399/12/27![]() پاسخ: بذار یه تیتر می زنم اضافه می کنم کاری نداره - 1399/12/25 |
نوشته شده به دست Moon shine
عنوان : A Man and A Woman – 남과 여 بازیگران : Jeon Do-Yeon خلاصه داستان : سانگ مین به فنلاند سفر میکنه تا پسر مبتلا به اوتیسمش رو به یک کمپ ببره اما اون احساس,میکنه در میان برفهای سفید اونجا اسیر شده. کی هونگ یک معماره که خانواده اون با داشتن یک دختر که یه بچه افسرده و یک زن نامتعادل اصلن کامل نیست, اونها در,کمپ همدیگر رو میبینن و در مسیری با هم همسفر میشن, هر چند این مسیر در سکوت گذشت اما اونها احساس کردند که به راحتی میتونن با هم ارتباط برقرار کنند. در طول مسیر بازگشتشون ,جاده با برف سنگینی بسته میشه و اون دو تا مجبور میشن شب رو با هم بگذرونند, اما روز بعد هر کدوم از اونها راه خودش رو میره بدون اینکه اسم همدیگه رو بپرسن… تعداد بازدید از این مطلب: 2043
نوشته شده به دست Moon shine
فیلم سینمایی شیون داستان خیلی پیچیده وجالبی داره ..اصلا نمیدونم چه خلاصه ای ازش بنویسم .. یه پلیس خنگ وترسو که تو روستا زندگی میکنه با قتل های خانوادگی ای مواجه میشه که یکی از اعضای خانواده بقیه رو به قتل رسونده وخودش هم بیمار شده اما داستان به همین سادگی نیست چرا که پلیس با کمی تجسس حس میکنه تمام اینها به خاطر سحر وجادوی مردی ژاپنی که تو کوهستان زندگی میکنه شروع شده به سراغ مرد میره ویه اتاق پر از عکس های قبل وبعد از بیماری مردمی که اطرافش زندگی میکردن میبینه واین درحالیه که کفش دخترش رو هم بین وسائل مرد پیدا میکنه وهمین باعث میشه که مرد درگیر داستان پیچیده ای که در اطرافش اتفاق افتاده میشه فوق العاده فیلم پیچیده ای بود ..از اون دست فیلمها که به نظرم حتما نویسنده باید یه دست نوشته بعد از تموم شدن فیلم میذاشت وهدفش از این همه چالش وروند وانتهای فیلم رو کاملا توضیح میداد .. بعد از تموم شدن فیلم به قدری احساس پوچی میکردم که به شدت عصبانی شدم ..دو ساعت ونیم وقت گذاشته بودم تا این فیلم عالی رو ببینم همه اش هم منتظر بودم تا اخر داستان بفهمم چرا این بلا سر این روستای کوچیک اومده ..اما دراخر گنگ تموم شد ودستم رو تو پوست گردو گذاشت یه فیلم جنایی وتخیلی که درابتدا خیلی عادی ومعمولی به نظر میومد اما کم کم پای شیطان هم به وسط کشیده میشه وبه دل اشوبه ای تبدیل میشه که وقتی فیلم تموم میشه کاملا گنگ ونامفهموم براتون باقی میمونه ..نه انتهاش معلومه ..نه روندش ..ونه اصلا متوجه میشید که این فیلم چی میخواسته بگه ..یکی از نا فهم ترین فیلم هایی که دیدم ..اما .. اما به شدت جذاب بود این فیلم ..مرد پلیس برای نجات دخترش مدام ومدام تلاش میکنه ...حتی دست به پلیدترین کارها میزنه .. اول فکر میکنه مرد ژاپنی یه روح خبیثه پس جن گیری رو به شهر میاره تا دخترش رو نجات بده ..از طرف دیگه باعث مرگ مرد ژاپنی که فکر میکرده روحه میشه .از اون طرف مرد جنگیرشکست میخوره از طرف دیگه دختری شبح مانند که راجع به مرد ژاپنی صحبت میکنه دور وور روستا میچرخه ..یا انسان های شبح واری که مثل زامبی به جون مردم میوفتن ونمیمیرن ودراخر همه چیز کن فیکون میشه واصلا یه چیز دیگه تحویل میگیرید سکانس برتر هم اخرین قسمت های فیلم در نظر میگیرم ..قسمتی که از این طرف مرد ژاپنی رو درقالب جدید نشون میداد واز طرف دیگه صحبت های مرد پلیس وزن رو چرا که اینقدر پیچیده ودرعین حال عجیب بود که میخکوب مانیتور شده بودم یعنی من اگر با علی اقا صحبت نمیکردم هیچ درک درستی از این فیلم نداشتم ..نمیدونم پیشنهادش کنم یا نه ..اما اگر یه موقع دلتون خواست یه فیلم پیچیده ببینید یا فکر میکنید میتونید هر فیلم وسبکی رو درک کنید ....حتما این فیلم رو ببینید وحتما بهم پیغام بدید تا باهم صحبت کنیم ..فقط هشدار بدم اگر مثل من هم از دیدنش هیجان زده بودید وهم به شدت شاکی بودید نیاید بهم فحش بدید .. میتونید تو قسمت نظرات پنج سریال برتر کلمه ی شیون رو سرچ کنید صحبت ها ونظراتمون رو بخونید هرچند ترجیحا بهتره اول خودتون فیلم رو ببینید تا روندش براتون بی هیجان نشه .. *** تعداد بازدید از این مطلب: 487
نوشته شده به دست Moon shine
مشخصات فیلم نام: شایع
لیست بازیگران: بازیگران اصلی _____________________ خلاصه داستان: داستان فیلم درباره لی چانگ (هیون بین) شاهزاده چوسان است که توسط سلسله چینگ به گروگانی گرفته شده است. او که شمشیرزن بسیار ماهری است بعد از 10 سال توسط برادربزرگترش لی یانگ به چوسان بازگردانده میشود اما به زودی او باید با هیولا های شب مقابله کند و تعداد بازدید از این مطلب: 308
نوشته شده به دست Moon shine
![]() معرفی فیلم :
نام : خشم الهی
محصول: 2019 کره
ژانر: هیجان انگیز | اکشن | ترسناک
تاریخ اکران: 09 مرداد 1398 – 31Jul 2019
مدت زمان: 129 دقیقه
بازیگران:
Park Seo joon
Woo Do Hwan
Ahn Sung ki
نویسنده: Joo-hwan Kim
کارگردان: Joo-hwan Kim
خلاصه داستان :
این فیلم سینمایی درباره پسری است که در کودکی علارغم دعاهای زیادی که میکند ، پدرش را از دست میدهد . و این باعث شده است که ایمانش به خدا سست شود و از او متنفر شود . حالا او بزرگ شده و یک کشتی گیر موفق است که ناگهان یه زخم عجیب روی دستش ایجاد میشود . از یک کشیش در این مورد کمک میگیرد . در این حین آن دو متوجه میشوند که یک اسقف سیاه در آن شهر زندگی میکند که خطری برای انسان ها ایجاد میکند ...
مدت هاست قصد دیدن این فیلم سینمایی را داشتم تا اینکه بالاخره ان را دیدم . حقیقا بازیگران فیلم انگیزه من برای دیدنش بودند . اما وقتی فیلم را دیدم ، متوجه شدم که چه موضوع عجیب و فیلمنامه جالبی دارد .
در ادامه با نقد و بررسی این فیلم همراه من باشید .
نقد و بررسی :
فیلمنامه :
نمیدانم آنچه که در این فیلم دیدم آمیخته ای از ژانر فانتزی و مذهبی بود یا واقعا اعتقادات مسیحیان است . احتمالا ماجراهای این سریال برمبنای واقعیت باشد چون حتی ایران هم که کشور مسلمانیست ، چنین فیلم هایی دارد مثلا ملک سلیمان . و مشابه اتفاقاتی که در این فیلم میبینیم در ملک سلیمان هم دیدیم .
از سناریو راضی بودم . سیر صعودی هیجان و اکشن فیلم در طول فیلم از نکات مثبت بود و بعضی وقتا هم ترس بر بیننده غالب میشد .
نکته دیگری که خیلی جلب توجه میکرد دیالوگای زیبای فیلم بود .
نسبت به فیلم های کره ای که قبلا دیده بودم ، این فیلم کشش بیشتری داشت .
شخصیت پردازی هم برای یک فیلم سینمایی واقعا خوب بود . یعنی من گمان نمیکردم در دو ساعت بتوانند شخصیت هارا به این خوبی تعریف کنند .
آغاز فیلم آشنایی با کاراکتر اصلی فیلم بود .
متاسفانه از پایان فیلم خیلی راضی نبودم . یعنی به طور کل من از پایان باز خوشم نمی آید . از طرفی یک ابهام کوچک درباره اینکه پسر کوچک داستان مرد یا نه برایم باقی ماند .
اما دیدگاهی که شخصیت اصلی نسبت به خدا داشت برای من مورد تایید نبود و دوست داشتم در انتها بفهمد که دیدگاهش نسبت به خدا از کودکی غلط بوده است . گویی او تفسیر درستی از خداوند نداشت . ما میدانیم که مرگ و زندگی آدم ها در دستان خداست و هنگامی که عمر کسی تموم شود ، دیگر نمیتوان کاری کرد . چرا او فقط موقع مرگ آدم ها ، یاد خدا میفتاد و توقع داشت خدا او را زنده نگه دارد ؟
به هر حال فیلم مفهوم زیبایی داشت و دیالوگ هایی که به ما چیزهای خوبی درباره خدا میگوید .
کارگردانی و میزانسن :
کارگردانی هم بسیار عالی بود . جلوه های ویژه و میزانسن ، همه عالی بود . در زمینه اکشن هم خوب عمل کرده بود .
بازیگران :
پارک سوجون :
من هیچوقت سریال کاملی از پارک سوجون ندیده ام اما توانایی های بازیگریش در همان سکانس های اندکی که از منشی کیم چشه و منو بکش و خلاصم کن دیده ام ، به من ثابت شده است . به نظرم اکت و میمیک او به عنوان یک بازیگر خوب بود . اینجا هم من بازی عالی از او دیدم . نقشش را به اصطلاح خوب در آورده بود .
وو دو هوان :
من به تازگی فن این بازیگر شده ام و فعلا سه سریال از او دیده ام . نمیدانید چقدر ذوق زده ام که باز هم یک بازی عالی از او دیدم . یعنی بهتر از این نمیتوانست این نقش را بازی کند . اولین نقش کاملا منفی و سیاهی که از او دیدم همین فیلم بود . در این فیلم او اندکی وحشی و ترسناک بود . در این حد وحشی بود که به خودش هم صدمه میزد . او نقش یک اسقف سیاه را بازی میکرد که برای شیطان قربانی میکرد و در عوض از او قدرت میگرفت . و به نظرم به شدت مناسب این نقش بود چون هم میتوانست جدی ، وحشی و ترسناک باشد و هم در عین حال جذاب . چون در فیلم اصطلاحا مخ یک دختر را زده بود و از این طریق یه جن یا شیطان را به بدن او فرستاده بود ، پس این نقش نیاز به یک پسر جوان جذاب داشت .
حقیقتا گمان میکردم وو دوهوان به خاطر چهره کیوت و جذابی که دارد ، مناسب نقش های سیاه نباشد و قبل از دیدن فیلم نگران این بودم که به چنین نقشی نخورد . اما خداروشکر هم دلیلی برای انتخاب او وجود داشت و هم از طرف دیگر او کاملا با میمیک و اکت خود توانست این نقش را همانقدر که لازم بود منفور و وحشی نشان دهد . و من بیش از پیش عاشق این بازیگر شدم .
بقیه بازیگر ها از جمله کشیش ، پسر کوچک فیلم و ... هم بازی عالی داشتن . از همه راضی بودم .
اما دیالوگ های جذاب فیلم :
- چیزی که مهمه ایمانه . اگه ایمان باشه از چیزی نمیترسی .
- تمام دردهایی که میکشیم ، یک حکمتی دارن . اگه با ایمان بپذیریمشون . یک روز بالاخره دلیلشونو میفهمی .
- ادما اگه واقعا عاشق چیزی نباشن ، نمیتونن ازش متنفر باشن . وقتی اینقدر شجاع باشی که از خدا متنفر بشی ، یعنی از اعماق قلبت به خدا وابسته ای و باورش داری .
- همه ی ما وقتی بچه بودیم به حرف پدر و مادرمون گوش میکردیم . نه به خاطر اینکه دلیل همه کارها و حرف هاشون رو میفهمیدیم ، بلکه به خاطر اینکه باور داشتیم اونا خالصانه عاشقمونن . به جای درک کارهای خدا هم ، باید بهش باور داشته باشیم چون اون پدرمونه و عاشق هممونه .
جمعبندی :
در پایان من به این فیلم نمره ۹/۲۵ از ۱۰ میدهم و تماشای ان را به شما پیشنهاد میکنم .
تعداد بازدید از این مطلب: 446
نوشته شده به دست Moon shine
دیشب نشستم فیلم من شیطان رو ملاقات کردم رو دیدم .. قبلا از بازیگر مردش فیلم اولد بوی ...دوست قدیمی رو دیده بودم ..ایا کسی هست که این فیلم سیاه وتاریک وخشن وپرخون وخون ریزی رو ندیده باشه ..؟ یکی از شاهکارهای صنعت سینمای کره ..محصول سال 2003 بذارید اول راجع به اولد بوی بگم .. داستان از اونجایی شروع میشه که مرد اصلی داستان رو بدون هیچ دلیل واضحی درست تو روز تولد دخترش میگیرن وبه مدت پونزده سال تو یه اتاق حبس میکنن ..(طراحی صحنه ی این فیلم خیلی دل اشوبه کننده است ..) بعد از پونزده سال این اقا رو تو یه چمدون بیرون میکنن ..حالا این مرد به سختی ومشقت دنبال دلیل زندانی شدنش تو این پونزده سال می گرده که تو این بین با یه دختر خانم اشنا میشه ورابطه اشون پا میگیره ..تا اینجای داستان شاید چیز مهمی نباشه ..اما قطعا یک ربع پایانی سریال اونقدر شگفت انگیزه که درجا میخکوبتون میکنه .. این فیلم پراز خون وخون ریزی وخشونت وکشت وکشتاره که درکنارصحنه های مثبت هجده وفضای تیره ی داستان روحیه اتون رو ممکنه خسته کنه ..اما قطعا به دیدن یه ربع پایانی فیلم می ارزه ..بازیگر مرد سریال هیلر ..همون خبرنگاره ..هم تو فیلم بازی کرده که قطعا از دیدنش شوک زده میشید . فیلم اولد بوی به قدری فیلم قوی وکار شده ایه که این اثردوباره تو دنیای هالیوود بازخوانی شده اولد بوی امریکایی ..که محصول سال 2013 هست ..خیلی دوست دارم این فیلم رو هم ببینم .. حالا بریم سراغ فیلم دومی که ازبازیگر اصلی مرداولد بوی دیدم ..همونی که پونزده سال حبس بود ..
داستان راجع به پلیسیه که زن باردارش به قتل میرسه وبرای گرفتن قاتل تمام خط قرمز ها رو رد میکنه ..جالبی داستان اینه که قاتل رو هم میگیره ..اما بعد از یه سری مسائل رهاش میکنه ودوباره به دنبالش راه میوفته .. فیلم با یه کشت وکشتار خشن ودردناک شروع میشه ..با مردی که مثل اب خوردن ادم میکشه وتیکه تیکه اشون میکنه ..تجاوز قتل کشتن ادمها ..خون وخون ریزی بیش ازحد ..ادم چندش اوری که حتی تا اخر فیلم هم نفهمیدم چرا به همچین موجودی بدل شده ..این فیلم روایت همه ی اینهاست ..یعنی اونقدر تیکه تیکه کردن وکثافت کاری دیدم دل اشوبه گرفتم ..پیش خودتون میگید خب چرا دیدی ..؟میخواستم ببینم درد این قاتل بالفطره چی بوده که این جوری به جون زنها میوفتاد ومیکشتشون ..که اخر سر هم نفهیدم .. تنها نقطه ی قوتش پنج دقیقه ی اخر فیلم بود وبلایی که سر قاتل اومد ..واین پیام که اگه اونقدر خشمت زیاد باشه که بخوای انتقام بگیری شاید یه جاهایی تو ببری اما درنهایت بازنده ای وبازهم ممکنه خیلی از چیزهای مهمت رو از دست بدی .. نکات منفی فیلم زیاد بود ..خون ریزی های بی دلیل ..توجه نکردن به عناصر واقع گرایانه کردن تصویر ..مثلا مرده اخرهای فیلم با یه چاقو تو دستش وسرتا پا خونی دم در اداره ی پلیس از ماشین پیاده میشه ..(با دیدن این صحنه قطعا یاد هفت گناه برد پیت میوفتید )این چاقوی تو دستش با کشت وکشتارهاش اصلا هم خونی نداشت ..
یا اینکه دخترها بدون ذره ای تقلا برای نجات جون خودشون صبر میکردن تا مرده بهشون تجاوز بکنه وتیکه تیکه اشون کنه .نهایتش سرتکون میدادن..(این قضیه مخصوصا درمورد دختر مدرسه ایه خیلی مشهود بود ). خلاصه که از نظر منطق خیلی می لنگید ..واقعا از دیدنش پشیمون شدم ..به روحیه ام اصلا نمیخورد ..اگه از همچین تمی خوشتون میاد بگیرید وگرنه به نظر من برید همون هفت گناه برد پیت رو برای بار صدم ببینید خیلی جالب تر وشگفت انگیز تر از این فیلمه .. تعداد بازدید از این مطلب: 271
نوشته شده به دست Moon shine
عنوان: زیبای ۲۰۰ پوندی / ۲۰۰ Pounds Beauty ژانر: عاشقانه، کمدی، موزیکال تاریخ انتشار: ۲۰۰۶/۱۲/۱۴ مدت پخش: ۱۲۰ دقیقه
خلاصه داستان: کانگ هان نا یک خواننده مشهور پاپ کره است. او از عزت نفسی بسیار کم رنج می برد زیرا به دلیل ظاهرش از طرف همه نادیده گرفته شده. در نهایت تصمیم می گیرد جراحی پلاستیک انجام دهد تا زیبا شود… نقد و بررسی فیلم:
هانا دختر مهربون و خوش قلبی که استعداد فوق العاده در زمینه خوانندگی داره اما به علت چهره ی نا مطلوب و چاقی بی از حد نمی تونه مثل بقیه خواننده ها این استعداد شو به نمایش بگذارد. در ضمن بخاطر ظاهرش هیچ وقت نمی تونه عشقش رو به کسی که دوسش داره ابراز کنه و همیشه زندگی خسته کننده و تلخی داشته. زندگی سخت و طاقت فرسا و شکست عشقی وادارش میکنه تا به عمل جراحی زیبایی روی بیاورد و بعد از چندین عمل زیبایی و رژیم و ورزش های سخت و طاقت فرسا بعد از یک سال به چهره و اندام مطلوبی میرسه. حالا اون سعی داره با چهره جدیدش به اهداف و آرزو هایی که داشته دست پیدا کنه. بالاخره با نام جنی وارد حرفه ی خوانندگی میشه و به سرعت به شهرت میرسه اما .....
نقد بنظرم فیلم های کره ای بر خلاف سریال هاشون چندان قوی و جذاب نیستند و چنگی به دل نمی زنند ولی خب بعضی هاشون پیام های آموزنده و جالبی دارن و بنظرم ارزش یه بار دیدن دارن ! فیلم زیبای ۲۰۰ پوندی نیز از فیلم های آموزنده بود که اخیرا دیدم و واقعا ازش لذت بردم . زیبای ۲۰۰ پوندی از سری فیلم های عاشقانه، کمدی _ موزیکال بود . این فیلم حدود ۲ ساعت و محصول ۲۰۰۶ کره جنوبی میباشد. خب این فیلم ۳ نکته ی نسبیتا جالب و در عین حال آموزنده رو بیان میکرد که در ادامه بهش می پردازیم : اولین نکته جالب و قابل بحث در مورد جراحی زیبایی .....خب با وجودی که این فیلم مال ۲۰۰۶ ولی هنوزم متاسفانه دیدگاه های منفی زیادی نسبت به عمل زیبایی وجود دارد. حقیقتا من خودم جز کسانی بودم که تا مدت ها نگرش منفی نسبت به جراحی پلاستیک و عمل زیبایی علی الخصوص در بازیگران و خواننده ها داشتم . و معتقد بودم ( و هنوزم هستم ) که چهره ی خدادی از هر چهره ای زیبا تر و قشنگ تر ! ولی خب وقتی به زندگی تیره و تار و همچنین تباه شدن اون همه استعداد در ها نا و امثال اون فکر کردم سعی کردم دیدگاه نسبت به اینوقصیه تغییر بدم . بنظرم این فیلم به خوبی تونست روی این قضیه و مشکلات قبل و بعد از اون مانور بده و باعث اصلاح خیلی از رفتار ها دراین مورد بشه . ولی متاسفانه خیلی از ما هنوز با قضیه عمل زیبایی بازیگران و خواننده ها مشهور جهان کنار نیومده و بدون اینکه بدونیم زندگی قبلی اونا چگونه بوده به راحتی درمورد شون قضاوت میکنیم ! نکته بعدی که تو این فیلم خیلی برای من جالب و آموزنده بود که چطور زیبایی و شهرت باعث شد تا ها نا مهربون و خوش قلب، به جنی مغرور و از خود راضی تبدیل بشه و برای رسیدن به اهدافش انسانیت زیر پا بگذارد. پدر و دوست عزیزیش رو بی رحمانه از خودش دور کند ، به عشقش دروغ بگه و از همه مهم تر از خود واقعی و حقیقیش فاصله می گیره......این حقیقت تلخه ولی خیلی از ما با رسیدن به اهداف مون انسانیت مون فراموش میکنیم به یه آدم دیکه تبدیل میشیم و اما سومین نکته جالب و قشنگی که در این فیلم دیدم عشق پدر به فرزندش بود .....با وجودی اون همه عمل زیبایی و تغییر چهره باز هم حس پدرانه موفق شد و دخترش شناخت !
ونکته قشنگ تر از اون دراینکه با توجه به تمام بی حرمتی هایی که جنی در حق پدرش کرد ولی باز هم او با عشق به کنسرت دخترش اومد و با عشق اون به آغوش کشید . این فیلم اولین فیلم بود که در زمینه موزیکال دیدم با این حال تم موزیکال این فیلم خیلی برام جذاب و دلچسب بود و حسابی از صدای زیبای کیم اه جونگ لذت بردم . کمدی نسبتا لطیفی که باعث میشد هر از گاهی لبخند بر چهره مخاطب بنشیند تم عاشقانه خیلی خوب و البته متفاوتی هم داشت و خوشبختانه شاهد کیس های بی مورد نبودیم اگرچه دوست داشتم سکانس های عاشقانه و احساسی شون کمی بیش تر بود . سکانس عاطفی پدر و دختری فوق العاده زیبا و دلچسب بود. از ریتم کلی فیلم هم راضی بود هرچند ۳۰ دقیقه ابتدایی فوق العاده خسته کننده و کسل بار بود ولی بعداز اون فیلم برام جذاب تر شد . پایان فیلم خیلی خوب تموم شد و یه جورایی هپی اندینگ بود بازیگران: زوج اصلی این فیلم که حالا هر کدوم برای خودشون جز ستاره های درام به شمار می رن انصافا در این فیلم ۲ ساعته هم بازی زیبا و قشنگی به نمایش گذاشتن کیم اه جونگ: بعد از تماشا سریال بی نظیر سزوار نامت زندگی، همه جوره عاشق زوج اصلی اون سریال شدم و تصمیم داشتم بازی کیم اه جونگ و کیم نام گیل در سایر آثار شون ببینم . ظاهرا این فیلم یکی از محبوب ترین و پر فروش ترین آثار کیم اه جونگ بود . می تونم بگم علت اصلی اینکه این فیلم قدیمی دانلود کردم بخاطر حضور کیم اه جونگ بود . خب حقیقتا بنظرم بازی کیم آه جونگ از اون موقع تا الان واقعا پیشرفت کرده ولی خب تو این فیلم باز هم بازی خوبی به نمایش گذاشت اگرچه تو پارت های احساسی( غمگین و گریه دار ) خیلی قوی نبود و من رو نتونست خیلی تحت تاثیر قرار بده . ولی در کل ازش راضی بودم . جدا از بازی قشنگ بنطرم صدای فوق العاده زیبایی هم داره و من واقعا کیف کردم! جوو یونجین مو: احتمالا اگر شاهکار ملکه کی دیده باشید می دونید این بازیگر عجب ستاره فوق العاده ای . انصافا اینجا هم بازی نسبتا خوبی به نمایش گذاشت اگرچه بنظرم باز هم کیم اه جونگ سر تر بود . سکانس ها و دیالوگ های ماندگار : خب هرچی به پارت های آخر فیلم نزدیک می شدیم پارت های احساس و قشنگ تری می دیدیم اولین سکانس جایی بود که هانا به عشقش میگه من جنی نیستم.....و شروع میکنه به شکستن سی دی های آهنگش همون موقع دستش خون میاد .... + من خوبم اذیتم نمی کنه ... در مقابل چیزی که از سر گذروندم این هیچی نیست ! من استخون و پوستم رو بریدم .....بخاطر عشق به تو .....می دونستم دردناک اما فکر میکردم ارزش داره ....تو قلبم و شکوندی. عضوی که دیگه درست نمیشه
دومین سکانس درست چند دقیقه قبل از کنسرت جنی بود ....سکانسی که پدرش با عشق برای تشویق دخترش میاد نزدیک اما نگهبان ها جلو شو میگرن و هانا میگه + چرا نمیتونی ؟ چرا متوجه نیستی این برنامه ات نه برای منه نه برای امی ! این برنامه برای توئه این کار رو برای خودت انجام بده صبر کنید ! دست نگه دارید من نمیتونم من واقعا نمیتونم.... این کارو کنم متاسفم ....من جنی نیستم ....من هانا هستم ....من یک دختر زشت و چاق بودم ....برای همین پشت صحنه مخفی میشدم و برای یکی دیگه می خوندم ...برای همین جراحی پلاستیک کردم .....حالا که زیبا هستم می تونم بخونم ...من عاشق بودم ....از جنی بودن خیلی خوشحال بودم ... اما متاسفم من خرابش کردم ....من دوستم و پدر عزیزمو رها کردم ....و خودم ...دیگه نمی دونم کی هستم . نمی تونم به خاطر بیارم کی هستم ....دلم برات تنگ شده هانا ( اینجاست که ویدیو قدیمی هانا بر روی آنتن میره و همه صاحب اون صدا زیبا که همیشه پشت صحنه مخفی بود می شناسند یکی از غمگین ترین و عاشقانه ترین سکانس هایی بود که دیدم ) و اما زیبا ترین و عاشقانه ترین سکانس به آغوش گرفتن پدر و و دختری بود که از هر سکانس عاشقانه ای قشنگ تر و عاشقانه تر بود . کلام آخر: زیبای ۲۰۰ پوندی با وجودی که فیلم خیلی قدیمی بود ولی واقعا قشنگ و آموزنده بود برای من . من امتیاز ۸ از ۱۰ بهش میدم . هنوز تو سینما کره دستم خیلی راه نیفتاده که بگم این سریال واقعا درچه حدیه ولی نسبت به فیلم هایی که تا الان دیدم میشه گفت جز قشنگ ترین ها بود . در کل بنظرم ارزش یه بار دیدن داره..... تعداد بازدید از این مطلب: 444
نوشته شده به دست Moon shine
نقد سینمایی کیم جی یونگ متولد 1982
این فیلم داستان زنیه که بعد از ازدواج به خاطر نگهداری از فرزندش تصمیم گرفته از کارش استعفا بده. همه چیز عادیه ولی بعد از مدتی علایم افسردگی در اون پدیدارمی شه. تلاش های اون برای بهبودی و تمام احساس اون طی این مدت زمان و تقابلش با ادم های دور و برش این درام زیبا رو تشکیل میده.
نقد:
این سینمایی یه درام با یه موضوع خیلی مهمه ، این قدر مهم که امثال جی یونگ رو ما دور و برمون خیلی میبینیم یا حتی ممکنه خود ما یکی شبیه اون باشیم!
فیلم با تلاش های هر روزه یه مادر برای نگهداری از بچه اش و کارهای خونه شروع میشه. جمع و جور کردن های بی انتها و جواب دادن به نق زدن های همیشگی بچه. جی یونگ صبورانه همه چیز رو انجام میده و از دختر کوچولوش مراقبت می کنه.
این زن شباهتی به دخترای لوکس سریال ها نداره که با کفش های پاشنه بلند و تیپ های ست و شیک لبخند به لب دور میزنن بلکه اون یه مادره با همه ی چیزی که ما هم بهش اشنایی داریم ، یه تصویر واقعی و اشنا . یکی که با مچ دردناک از کارهای روزمره باز هم بی هیچ شکایتی بر لب کار می کنه و حتی گاهی وقت نمی کنه یه لباس مناسب و برازنده بپوشه. چهره ی خسته ای داره و به ندرت وقت می کنه ارایش کنه یا به پوستش برسه. جی یونگ نماد ادمیه که خودش رو لابه لای زندگی فراموش کرده و دقیقا از همین جاست که مشکل شروع میشه.
ما خاطرات این زن رو میبینیم که به دلیل های مختلف زنده میشه و در اون همیشه رد پای زخم هایی که از جامعه ی مرد سالار خورده وجود داره. یکی از درد های زندگی اون پدریه که سال ها تنها به برادر کوچیک اون اهمیت داده و جی یونگ و خواهر بزرگ ترش رو ندیده. رفتارهای پدر اون و بها دادنش به پسرش ما رو یاد تبعیض ناعادلانه پسر ها نسبت به دخترها حتی تو جامعه خودمون میندازه.
پدری که در جواب استعداد های دخترش اون رو سرکوب می کنه یا وقتی اون رو قربانی ازار یه مرد تو خیابون میبینه جای دلداری فقط سرزنشش می کنه که مشکل از تو بوده نه اون مرد روانی. اون حتی تو بچگی از زن های دور و برش هم فقط شنیده که کاش مادرت پسرهای بیشتری به دنیا می اورد و همیشه هدیه های خوب برای پسر خانواده بوده. این مشکل تا سرکار هم ادامه پیدا می کنه. همیشه پست های ثابت با حقوق و مزایای خوب برای مردها بوده .
این خشونت های روانی ادامه پیدا می کنه تا بعد از ازدواج اون. جی یونگ دل خونی از دست خانواده ی شوهرش داره. مادرشوهرش یه ادم پست به معنای دقیق کلمه است. تو مهمونی های خانوادگی در حالی که دختر خودش نشسته و با بقیه بگو بخند می کنه این جی یونگه که باید تو اشپزخونه کار کنه و تازه نیش و کنایه هم بشنوه! این باعث شده تعطیلات و ملاقات با خانواده ها براش همیشه عذاب اور باشه.
جی یونگ کسی رو نداره. تو خانواده مادرش رو دوست داره ولی از بچگی شاهد این بوده که مادرش هم با قربانی کردن ارزوهاش زندگی کرده برای همین دلش نمی خواد دیگه اون رو ازار بده . خانواده شوهرش هم که چیز چندان جالبی نیستن. سرکار هم نمیره که بخواد دوست و اشنایی داشته باشه پس همه چیز رو تنهایی و در سکوت درون خودش نگه میداره و این باعث میشه به مرور افسرده بشه. این افسردگی بعد از چند وقت به حدی حاد میشه که اون حالات و رفتارهای عجیبی هم از خودش بروز میده.
در کنار همه ی تلخی های زندگی این زن تنها نقطه ی قوت اون همسریه که واقعا خیلی عجیبه از زیر دست همچون مادری همچین پسری بیرون اومده باشه. یه مرد خون گرم و حامی که همیشه با چشم های نگرانش شاهد اب شدن همسرش زیر بار فشار روانیه.
این مرد خیلی تلاش می کنه تا بتونه زنش رو از این حال بیرون بیاره ولی درد جی یونگ چیزی نیست که با این چیزها خوب بشه. احساس یاس اون از رها کردن کارش و گیر کردنش توی ماز بی انتهای کارهای خونه در کنار نگاه های تحقیر امیز مردم چیزیه که از جی یونگ یه ادم سرد و افسرده ساخته.پس این مرد تلاش می کنه اول دیدگاه همسرش رو تغییر بده و مصممه تا اون رو از این حال در بیاره.
جانگ یومی به خوبی تونست حالات چهره و درد این زن رو به تصویر بکشه. به عنوان یکه تاز سکانس های مهم این فیلم تقریبا همه ی بار احساسی کار رو به دوش کشید و به حق خوب بود. اون چهره ی خسته و اون نگاه تار که شوقی در اون دیده نمیشد همه و همه به خوبی قابل لمس بود.
و اما گونگ یو که ستاره بلامنازع سینمای کره است ولی قبول می کنه تا نقش حاشیه ای باشه و بزاره کارکتر جی یونگ بدرخشه و این چیزیه که از گونگ یو شخصیتی چنین محبوب میسازه. در کنار این ها چقدر این مرد کارکتر جذابی داره. با اون نگاه های نگرانش و حمایت های بی دریغش. این که چه طور جلوی همه حتی خانواده و مادر خودش می ایسته تا از همسر اسیب دیده و بی پناهش مراقبت کنه و چقدر که نقش پدری بهش میاد. بعد از قطاری به بوسان برای بار دومه که میبینم این طور برای یه دختر پدری می کنه.
اما تصور نکنید که قراره کلا تو جو تلخ بمونید. بالاخره روزنه ی امید باز میشه و جی یونگ می فهمه که باید بی توجه به ادم های منفی دور و برش فقط روی احساس خودش تمرکز کنه. این که ادم های دیگه به اندازه پستی و حقارت خودشون دیگران رو ازار میدن و ادم وارسته کسی نیست که از رنج دادن و نیش زدن به کسی خوشش بیاد. جی یونگ وقتی این مسئله رو درک می کنه خیلی از سنگینی بار روی دوشش کم میشه. مشکلات از درون ادم ها شروع میشن و تا درون تغییر نکنه بیرون تغییر ناپذیره ف گرچه جو بیرون واقعا مسئله ای نیست که بشه کاملا نادیده اش گرفت. حیف که ادم ها تو این چند روز کوتاه زندگی جای این که یار خاطر هم باشن بیشتر بار خاطر میشن. مثل سوهان همدیگه رو زجر میدن و نمیدونن که این لذت بردن از رنج دادن یکی دیگه چه حظ شیطانی پلیدیه.
جی یونگ تنها ادم های منفی دورش رو میدید و صدای اون ها و نگاه های اون ها جلوی نظرش بود و صدای ادم های حمایت گر زندگی اش مثل همسرش رو جز زمزمه ای ناچیز حس نمی کرد ولی وقتی چشم هاش رو باز کرد دید یکی تو کوران زندگی ایستاده و با همه وجود اون رو صدا میزنه ، صدایی که عاقبت اون رو از سیاهی بیرون کشید.
چقدر با درد و زخم های این ادم همزاد پنداری کردم و چقدر با حال بدش حالم خراب شد ولی با حال خوبش به حدی تونست حالم رو خوب کنه که هیچ کمدی ای نمی تونه.
اما در کنار همه خوشگلی های احساسی کار باید به این نکته منفی هم اشاره کنم که این فیلم تا حدی فمنیستی بود. درسته که حس یه ادم تاثیر گذار و پویا با تعمل اجتماعی با ادم های دیگه در فرد ایجاد میشه ولی همه ی این تعامل صرف کار کردن بیرون نیست. این که اگه کسی سرکار بره خوشبخته و کسی که نره باید افسردگی بگیره به نظرم درست نیست. این که هدفت رو تو زندگی گم کنی و از کاری که می کنی ناراضی باشی چه تو خونه چه بیرون در هر حالی که باشی حالت خرابه.
پایان بندی: (اسپویل)
این که جی یونگ بالاخره تونست چه طوری باید از خودش دفاع کنه و این که قبول کرد بره پیش یه روان شناس تا کمکش کنه نکته ی خوبی بود اما وقتی نشون داد که با بزرگ تر شدن بچه اش اونم تونست سرکارش برگرده و دوباره روحیه اش رو به دست بیاره به نظرم فیلم به هدف نهایی اش رسید. این که می خواست نشون بده اگه هر مشکلی تو هر برهه ای از زندگی وجود داشت اون قرار نیست پایدار بمونه. شرایط مثل یه هوای طوفانی تموم میشه و بالاخره روز های اسودگی میاد فقط باید تا رسیدن اون روز قوی موند.
کیم جی یونگ درد اشنای خیلی از زن هاییه که ما میشناسیم. فیلمی که ما رو به فکر فرو میبره که وقعا چقدر از زن های دور و برمون از این مشکل رنج میبرن؟ چند نفرشون از این که مجبور شدن به خاطر پدر یا فرهنگ جامعه ای که توش زندگی می کنن از ارزوهاشون دست بکشن دارن با حسرت زندگی می کنن؟ چند نفرشون تنهایی و در سکوت دارن روزها رو به شب می رسونن در حالی که قلبشون شکسته؟چند نفرشون نیاز دارن بقیه حداقل بفهمن که چه احساسی دارن ولی حتی توسط خانواده ی خودشون درک نمیشن؟ و چند نفرشون حتی یه همسر خوب و گرم ندارن که مراقبشون باشه ؟
اگه دنبال چند دقیقه شادی یا تفریح هستید بهتون توصیه نمی کنم این فیلم رو ببینید ولی اگه درد یه طیف بزرگی از جامعه براتون مهمه یا دوست دارید بدونید که ادم ها چه کاری می تونن با یه ادم دیگه بکنن و تا چه حد اون رو از همه چیز خسته بکنن بهتون توصیه می کنم که ببینید. به مامانای گل سایت به شکل ویژه سفارش میکنم.
برای هر کسی که می خواد ادم بهتری بشه دیدن کیم جی یونگ متولد 1982 می تونه یه موهبت باشه.
تعداد بازدید از این مطلب: 313
نوشته شده به دست Moon shine
نام اثر: خروج EXIT امتیاز: IMDb 7.1/10 ژانر: اکشن | ماجراجویی مخاطب: این فیلم به افراد زیر 13 سال توصیه نمی شود. نوع فیلم: سینمایی محصول: کره جنوبی فیلم EXIT 2019 خروج کارگردان: لی سنگ جئون ستارگان: جو جونگ سوک، یونا ، گو دوو شیم سال تولید: 2019 میلادی زبان: کره ای (زیرنویس فارسی) مدت زمان : 99 دقیقه داستان فیلم: تعداد بازدید از این مطلب: 363
|
درباره نقد کره بهترین سریال های کره ای
آرشیو مطالب مطالب پر بازدید |